تبلیغات
نا نوشته... - میشمارم روزها را....خلاصم کن

شهر،دیریست که رفته ست به خواب
نامم :تتیس
تاریخ:یکشنبه 8 آبان 1390-02:21 ب.ظ

میشمارم روزها را....خلاصم کن

عصر جمعه تلخ بود
عصر شنبه بی فروغ...
ظهر شد ،عصر شد،شب گذشت ....
 باز،یک شنبه هم گذشت
باز هم دوشنبه شد
زود رفت و بعد...
ازتمام شنبه ها
این سه شنبه هم گذشت...
چهارشنبه میرود 
پنج شنبه آمدو گذشت و جمعه شد
ظهر شد...
عصر شد...
تلخ شد...
هفته ام بدون تو گذشت و زهر شد....
باز جمعه شد ..............نیامدی......

راستش:گاهی حرفهات میشه شعرو کارات میشه حرف.حرفم شد شعر، اما کارام حرف نشه که شرمندت میشم بد جور. . . .