تبلیغات
نا نوشته... - الف-ش-ک...

شهر،دیریست که رفته ست به خواب
نامم :تتیس
تاریخ:پنجشنبه 16 تیر 1390-11:01 ب.ظ

الف-ش-ک...

الف_آدم  وقتی گریه اش میگیره که درد داره،اونی که درد رو با روحش حس نکرده چه میدونه اشک چیه؛فقط داد میزنه و هیاهو میکنه،شلوغ میکنه و نگاهها رو میکشه سمت خودش و نمیذاره کسی اشکهای حقیقی یه دردمند واقعی رو ببینه.فکر کنم یکی از مصادیق هوچی گری همینه...

ش_تجربه شیرینی بود.حس کردم دیگه آخر کارم هستم و فقط رو زمین دراز کشیدم و چشمامو بستم .البته قبلش سعی کردم نذارم چشمام بسته شه ولی رخوت عجیبی تو وجودم بود .آخرین کلمه که قبل بستن چشمام گفتم این بود:خداحافظ.میگه یه لحظه هم نشد چشماتو بستی،اما تو همون یه لحظه انگار یه ال سی دی روبروم دیدم که داشت خیلی سریع تصاویر کودکیمو پخش میکرد به خصوص دوست دوران کودکیم و چند نفر دیگه.براش تعریف میکنم ولی باور نمیکنه.مهم نیست .مهم اینه که دیگه از مرگ نمیترسم تو اون لحظه خیلی آروم بودم خیلی...

ک_همین یعنی برای احترام به پیش کسوتها اسم وبمو عوض کردم .همین...


*بعد از چندروز نوشت:تو این اوضاع دیدن "فیلم 127 ساعت "تلنگری بود برام.همیشه یه فرصت دوباره هست اما استفاده از اون.....به نظرم تو این حالت خدا سختگیرانه تر به بهانه ها گوش میده وای به من،وای به...