تبلیغات
نا نوشته... - دیگر بس است

شهر،دیریست که رفته ست به خواب
نامم :تتیس
تاریخ:دوشنبه 19 اردیبهشت 1390-06:18 ق.ظ

دیگر بس است

دنیای این روزها دنیای زیبایی نیست.دنیای بحران و کشتارو زدو  خورد است.دنیایی است که آدمکشان و ظالمان حافظان صلح و حقوق انسانها نامیده میشوند و مظلو مان عالم جانیان و قاتلان.زندگی برای پاکان روز به روز سخت تر میشودو بر قدرت و ثروت ناپاکان افزوده میشود.دنیایی که باید دیدو غم خورد و لب فرو بست و هیچ نگفت که هیچ کس به حمایت از حق طلبان لب نمیگشاید و بر نمیخیزد.وحشتناک که بدترین انسانها قوانین مدنی این آشفته شهر را تعیین میکنندوخود به اجرایشان نظارت میکنند.امان از دنیای تلخ این روز ها که روز به روز تلخ ترم میکند چشمان نمناک کودکان تنها و گرسنه,کودکان جنگ و کار ,کودکان فقرو بیداد.میخواهم فریاد بزنم تمامی کسانی که فرزندی به این جهان تلخ دعوت میکنید فردا چگونه در چشمان آنها مینگرید.کودکانی که قربانی هوس های زود گذر شمایانند.خدایا تمام کن این قطار انسانها را که روز به روز تهی تر از قبل میگردنند که پیشینیانشان خواسته اند بیشتر باشند بدون خواستن فهم بیشتر برای آنها.وای به حال پیشینیان در هر زمان.